حراج!

دانلود کتاب رمان دختری که رهایش کردی اثر جوجو مویز

6,800 تومان 3,800 تومان

دختری که رهایش کردی  

نویسنده: جوجو مویز

ترجمه: کتایون اسماعیلی

تعداد صفحه: 454 صفحه

حجم: 40.13 مگابایت

رایگان برای اعضای VIP

کتاب رمان دختری که رهایش کردی نوشته جوجو مویز

 

دانلود pdf کتاب دختری که رهایش کردی

 

جوجو مویز یکی از روزنامه نگاران انگلیسی است، او علاقه زیادی به نوشتن رمان های عاشقانه دارد، او جزء معدود نویسندگانی است که توانسته دو بار برنده جایزه سال رمان عاشقانه شود، این کتاب زندگی 2 زن را به شما نشان می دهد که از نظر زمانی یک قرن با هم فاصله دارند یکی از آن ها سوفی است که در پاریس و در حین جنگ جهانی اول ، همسرش به جنگ رفته و در نبود او  سوفی باید از خانواده نگه داری کند و زن دیگر این داستان لیو است که در لندن زندگی می کند.

در هنگامی که سوفی از خانواده خود محافظت می کند، آلمانی ها به آنجا حمله می کنند و هر چه که در آنجا بوده را غارت می کنند از غذا گرفته تا آثار هنری. ادوارد همسر سوفی قبل از رفتن به جنگ نقاشی از صورت سوفی کشیده بود که با حمله آلمانی ها این نقاشی به دست آلمانی ها می افتد.

حال 100 سال بعد شوهر لیو قبل از مرگش تابلوی نقاشی به لیو می دهد که نمایی از یک زن و مربوط به یک قرن پیش است که در جنگ جهانی اول از فرانسه به انگلستان انتقال پید کرده است حال لیو می خواهد بفهمد چهره کشیده شده در این نقاشی برای چه کسی است و داستان از اینجا شروع می شود.

در واقع یک تابلوی نقاشی زندگی لیو و سوفی را به هم ربط می دهد.

 

در این کتاب شما می خوانید که …

«می‌دونی چه حسی داره وقتی خودت و به سرنوشت می‌سپاری؟ یه‌جورایی بهت خوشامد می‌گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می‌اومد. به‌زودی می‌تونستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم می‌رسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگز اون‌قدری بی‌رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه.»

«بعد فهمیدم که همین‌جا می‌میرم و در حقیقت دیگه واقعا برام مهم نبود. همه‌ بدنم از درد گر گرفته بود، پوستم از تب تیر می‌کشید، مفصل‌هام درد می‌کردن و سرم سنگین بود. پارچه‌ی کرباس پشت کامیون بلند شد و باز شد. یه نگهبان بهم دستور داد که برم بیرون، به سختی می‌تونستم حرکت کنم اما اون منو مثل یه بچه سرکش، گرفت و هل داد بیرون. انقدر لاغر و سبک شده بودم که تقریبا راحت پرت شدم.»

«زندگی‌هایمان زمانی به جای ترس، سوپ‌های آبکی گشنیز و حکومت نظامی، با هنر و عشق و لذت پر شده بود. او خودم را به من یادآوری کرد. که چقدر هنوز قوی هستم و می‌توانم برای چیزهایی که می‌خواهم مبارزه کنم.
ادوارد، قسم می‌خورم زمانی که برگردی همان دختری شوم که نقاشی کردی.»

 

 

📕 دختری که رهایش کردی

✍🏻 جوجو مویز

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود کتاب رمان دختری که رهایش کردی اثر جوجو مویز”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *